از ورود اسلام تا صفویه در قرن دهم (ه.ش)

پس از حمله ی اعراب به ایران با از بین رفتن بسیاری از اسناد و کتب در اثر جنگ های متعدد و همچنین مخالفت خلفای اسلام با اجرای موسیقی، موسیقی ایرانی دچار توقفی اجباری شد و تا حدود دو قرن بعد از اسلامی شدن ایران هیچ مدرک و سندی در زمینه موسیقی و شعردردست نیست.

به دلیل اهمیت نقش موسیقی در زندگی انسان هرگز این امر مهم در هیچ دوره ای از زندگی ایرانی ها جدا نشده  و درزمان منع آن نیز به صورت مخفیانه در بین مردم رواج داشته است.

احتمالا منع نوازندگی سازهای موسیقی بوسیله خلفا و حکام اسلامی در مقاطع مختلف تاریخی عامل مهمی بر اهمیت یافتن اجرای آوازی موسیقی بوده است.

ازطرفی دیگراستفاده از صدای انسان دراجرای موسیقی مذهبی به صورت تعزیه خوانی و مداحی در بین مذهبیون اهمیت آواز خواندن را افزود و توجه به خواندن اشعار کلاسیک ایرانی را بیشتر کرد.

با این همه در بعضی از زمان ها نیز شاهد آن هستیم که موسیقی راه خود را یافته و دولت ها مجبور به قبول آن شده اند. وجود رساله های مختلف از موسیقی دانان و دانشمندانی چون فارابی، ابن سینا، ارموی، مراغعه ای، ابوالفرج اصفهانی و سایرین درباره ی موسیقی  گویای این امر می باشد.

در دوران حکومت خلفای عباسی (قرن هشتم تا سیزدهم- م) و مخصوصا خلیفه پنجم ،هارون الرشید و پسرانش موسیقی رواج یافت. پسران هارون الرشید نیز حامی هنرمندان و شعرا بوده اند.

ساسان سپنتا در کتاب چشم انداز موسیقی ایران درباره موسیقی در دوران حکومت عباسیان می نویسد:

از مهمترین ویژگی های موسیقی آن دوران به تک صدایی بودن آن و استفاده از تزئینات بسیار باید اشاره کرد…

در ادامه می نویسد:

تاثیر پذیری موسیقی عرب از ایران به دوره ی قبل از اسلام می رسد. آمیختگی موسیقی ایران و عرب از نظر استفاده از سازهای ایرانی و اخذ نام الحان در دوره ی خلفای عباسی در بغداد صورت گرفت. رامشگران ایرانی که در دربارهای عرب مورد توجه بودند تاثیر بسزایی بر موسیقی عرب به جای نهادند و سازهای ایرانی را رواج دادند و برخی اصطلاحات موسیقی ایرانی را در موسیقی عرب داخل کردند.  


یکی از شاعران و موسیقی دان معروف دوران سامانی رودکی بوده است که چنگ و عود می نواخته و آواز نیز می خوانده.
فارابی
یکی دیگر از موسیقی دانان آن زمان بوده که کتاب الموسیقی الکبیر از نوشته های اوست.
پس
از فارابی، ابن سینا رساله هایی درباره ی موسیقی نوشت که تاثیر زیادی بر موسیقی ایرانی و حتی موسیقی غربی گذاشت.
در
زمان حکومت تیموریان رساله های صفی الدین ارموی و شاگرد وی قطب الدین شیرازی از آثارمهم موسیقایی بشمار می آیند.
عبدالقادر
مراغه ای را میتوان به عنوان آخرین نظریه پرداز پیش از دوران قاجار نام برد که کتاب ها و آثار موسیقایی وی تاثیر بسیار زیادی در موسیقی منطقه داشته و حتی موسیقی در ترکیه درعصر حاضر ادامه موسیقی رمان عبدالقادر است. در ایران امروز نیز موسیقی دانانی هستند که از دست آورد های وی بهره می برند

از صفویه تا تدوین ردیف در قرن سیزدهم (ه.ش)